چه مزه ای دارد !!!!

دیشب سر افطار به ذهنم رسید ولی گفتم نکند افطار بچه ها تلخ شود و چیزی نگفتم .

صبح سوار موتور با مجید ( کمتر دوست دارم کسی را با اسم کوچک صدا بزنم ولی به جهت حفظ حرمت و رضایت افراد اینگونه نوشته ام ) می آمدیم .

باز به ذهنم رسید

همانی که دیشب به ذهنم رسیده بود .

معمولا بیشتر راه را با سکوت همراهی می کنیم و البته سوار موتور هم صدا خوب نمی رسد.

به ذهنم رسید :

روز عید فطر باشد ،

الله مهربان ما  ( ترسيدم بنويسم الهه مهربان ما )  ، ما را بخشيده باشد ،

جايزه هاي ماه مبارك رمضان ما داده شده باشد ،

در همين حال ، شهادت هم نصيب آدمي شده باشد .

الان كه خواستم بنويسم با خود گفتم پس ديدارمان با حضرت موعود چه مي شود ؟

با خود گفتم حالا مي شود صبر كرد در زمان ظهور ... 

اما نه ما شهيد بشويم با اين شرايط ،‌ آنوقت دوباره رجعت مي كنيم و در ظهور شركت خواهيم كرد :



اللّـهُمَّ اِنْ حالَ بَيْني وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً

خدايا اگر حائل شد ميان من و او آن مرگى كه قرار داده اى آن را بر بندگانت حتمى و

فَاَخْرِجْني مِنْ قَبْري ،  مُؤْتَزِراً كَفَنى ، شاهِراً‌ سَيْفي ،  مُجَرِّداً قَناتي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي فِي الْحاضِرِ وَ الْبادي

مقرر پس بيرونم آر از گورم ،  كفن به خود پيچيده با شميشر آخته  ، و نيزه برهنه ،  پاسخ ‌گويان به نداى آن خواننده بزرگوار در شهر و باديه

اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ
  
خدايا بنمايان به من آن جمال ارجمند و آن پيشانى نورانى پسنديده را

ان شاء الله

يا حق

 

فلسفه اسلامی   فقه اکبر است

 

با مطالعه شماره هفتم فصلنامه سمات با مدير مسئولي جناب آقاي مهدي نصيري  و مواضع ايشان در نشريات ديگر ، دريافتم كه ايشان ( نشريه سمات ) دو وظيفه اصلي براي خويش قائل است :

اول توهين به صدر المتالهين و منحرف دانستن حضرتشان و خلاف اسلام دانستن حكمت متعاليه .

دوم توهين به ابن عربي و ساير عرفا و منحرف دانستن عرفان اسلامي.

البته به بركت انقلاب اسلامي و روح عرفاني حضرت امام خميني رحمه الله عليه   فلسفه و عرفان اسلامي  به سان دو خورشيد درخشان در ميان ملت ما مي درخشند و اين قبيل سخنان نادرست گردي بر تارك اين دو خورشيد نمي نشاند .

به عنوان يك  خواننده كه صرفا به اين دو موضوع علاقمند هستم مطالب طرح شده توسط ايشان در محافل مختلف و اين نشريه را چندان مهم ندانستم و ارزش علمي چنداني در آنها نديدم ولي با توجه به سابقه ايشان در ولايت مداري ، صرفا مجموعه اي از نظرات مقام معظم رهبري را در ادامه آورده ام .

نكته مهم و قابل توجه  اينكه حضرت آقا مكررا و در سالهاي متمادي  از كارهايي نهي كرده اند كه جناب نصيري به آنها مشغول و نشريه سمات دائما بر آنها اصرار مي ورزد ، بنابراين ذكر اين موضوع كه مطالب طرح شده نظريه كارشناسي است نادرست است  و البته شيوه پرداختن به موضوع و استفاده از ابزارهاي نا صحيح و غربي روزنامه نگاري در مقابله با عرفان و فلسفه نيز نادرست تر و ناپسنديده تر است و لازم است با طرح مطالب علمي نسبت به جبران مطالب نادرست طرح شده اقدام نمايند .

 اميد است برادر عزيزمان جناب آقاي مهدي نصيري ضمن حركت در مسير صحيح ولايت ، از طرح مباحث نادرست و تکفیر و رمی ديگران خودداري نمايند.

نظرات حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در رابطه با  فلسفه اسلامي :

فلسفه‌ى اسلامى - همان‌طور كه شما فرموديد و درست هم گفتيد - فقه اكبر است؛ پايه‌ى دين است؛ مبناى همه‌ى معارف دينى در ذهن و عمل خارجى انسان است؛ لذا اين بايد گسترش و استحكام پيدا كند و برويَد و اين به كار و تلاش احتياج دارد

يكى از كارهايى كه بايد صورت گيرد، معرفى فلاسفه‌ى شيعه در دوره‌هاى مختلف است .

از وحدت وجود، از «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء»، از مبانى ملاّ صدرا، - اگر نگوييم از همه‌ى اينها، از بسيارى از اينها - مى‌شود يك دستگاه فلسفىِ اجتماعى، سياسى و اقتصادى درست كرد؛ فضلاً از آن فلسفه‌هاى مضاف كه آقايان فرمودند: فلسفه‌ى اخلاق، فلسفه‌ى اقتصاد و.... اين، يكى از كارهاى اساسى است. اين كار را هم هيچ‌كس غير از شما نمى‌تواند بكند؛ شما بايد اين كار را انجام دهيد.

فلسفه‌ى اسلامى، پايه و دستگاهى بوده كه انسان را به دين، خدا و معرفت دينى نزديك مى‌كرده است. فلسفه براى نزديك شدن به خدا و پيدا كردن يك معرفتِ درست از حقايق عالم وجود است؛ لذا بهترين فلاسفه‌ى ما - مثل ابن‌سينا و ملاّ صدرا - عارف هم بوده‌اند. اصلاً آميزش عرفان با فلسفه در فلسفه‌ى جديد - يعنى فلسفه‌ى ملاّ صدرا - به‌خاطر اين است كه فلسفه وسيله و نردبانى است كه انسان را به معرفت الهى و خدا مى‌رساند؛ پالايش مى‌كند و در انسان اخلاق به‌وجود مى‌آورد. ما نبايد بگذاريم فلسفه به يك سلسله ذهنيّات مجرّد از معنويت و خدا و عرفان تبديل شود. راهش هم تقويت فلسفه‌ى ملاّ صدراست؛ يعنى راهى كه ملاّ صدرا آمده، راه درستى است. آن فلسفه است كه انسان را وادار مى‌كند هفت سفر پياده به حج برود و به همه‌ى زخارف دنيوى بى‌اعتنايى كند. البته نمى‌خواهيم بگوييم هركس در اين دستگاه فلسفى قرار نداشته باشد، اهل دنياست؛ نه، اما اين راه خوبى است. راه فلسفه بايد راه تديّن و افزايش ارتباط و اتّصال انسان به خدا باشد؛ اين را بايد در آموزش فلسفه، در تدوين كتاب فلسفى، در درس فلسفى و در انجمن فلسفه - همين كه به آن اشاره شد - رعايت كرد. اهل فلسفه‌اى كه ما قبلاً ديده بوديم، همه همين‌طور بودند؛ كسانى بودند كه از لحاظ معنوى و الهى و ارتباطات قلبى و روحى با خداوند، از بقيه‌ى افرادى كه در زمينه‌هاى علمىِ حوزه كار مى‌كردند، بهتر و زبده‌تر و شفّافتر بودند.

يكى از رشته‌هاى تأليف و كار فلسفى، نوشتن فلسفه براى كودكان است. شود.

به نظر من بين فلسفه و كلام هم نبايد دعوا قائل شد. مهمترين كتاب كلامى ما را يك فيلسوف - يعنى خواجه‌نصير - نوشته؛ اما در واقع فلسفه است. ما بايد اينها را به همديگر نزديك كنيم؛ هيچ مانعى ندارد. فلسفه و كلام و عرفان وجوه تفارقى دارند، وجوه اشتراكى هم دارند؛ ما بايد اينها را به عنوان علوم عقلى - همين تعبيرى كه آقايان داشتند و كاملاً تعبير خوبى است - يا به يك معنا حكمت، كه شامل همه‌ى اينها بشود، مورد توجّه قرار دهيم و دنبال كنيم.29 / 10 / 82

فلسفه جزو لوازم حتمی حوزه‏های علمیه است. 28/6 / 78

فلسفه هم اگرچه در حوزه‌ها رایج است اما درحقیقت باید گفت که مهجور است فلسفه باید در حوزه‌ها رواج پیدا کند ،‌ . 31 / 6 / 1370

 

در فلسفه ، ملاصدرا بزرگترین فیلسوف همه تاریخ فلسفه اسلامی متعلّق به زمان صفویه است.22 / 2 / 1377

نظر فلسفی‏ای داده میشود همینجور نظر معارفی و کلامی‏ای داده میشود همینجور مسئله‏ی تکفیر و رمی و این حرفها را بایستی از حوزه ورانداخت آن هم در داخل حوزه نسبت به علمای برجسته و بزرگ ،‌‌‌‌‌‌یک گوشه‏ای از حرفشان با نظر بنده‏ی حقیر مخالف است بنده دهن باز کنم رمی کنم ،‌ نمیشود اینجوری ،‌ این را باید از خودِ داخل طلبه‏ها شروع کنید این یک چیزی است که جز از طریق خودِ طلبه‏ها و تشکیل کرسیهای مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفکری و آزاداندیشی که عرض کردیم ممکن نیست ، این را عرف کنید در حوزه‏ی علمیه در مجلات در نوشته‏ها گفته شود یک حرف فقهی یک نفر میزند یک نفر رساله‏ای بنویسد در ردّ او کسی او را قبول ندارد رساله‏ای در ردّ او بنویسید بنویسند اشکال ندارد با هم بحث علمی بکنند بحث علمی به نظر من خوب است . 8 / 9 / 86

امروز فرهنگ اصیل و فلسفه‏ی اسلامی و دانشهای فرهنگی اسلامی در سطح دنیا بمرور در حال پیشرفت است چشمهایی را خیره کرده امروز فلسفه‏ی صدرایی ما چشمهایی را در دنیا به خودش خیره کرده آنها اظهار اعجاب می‏کنند تحسین می‏کنندمی‏بینند که جمهوری اسلامی از زیر این آوارها سربلند کرده و آن‏چه که توقع داشتند تا در زیر این آوارها خفه‏اش کنند حالا با سینه‏ی سپر با یک ملت زنده و با این همه جوان ایستاده و تهدیدها را به چیزی نمی‏گیرد .15 / 8 / 83

 فلسفهملاصدرا فلسفه‌ای‌ عقلی‌ ذوقی‌ و شرعی‌ است‌ و در حقیقت‌ ملاصدرا فلسفه‌ عقلی‌ و ذوقی‌ را برمبنای‌ شرع‌ مقدس‌ پی‌ریزی‌ کرده‌ است‌ برای‌ او تعبد محض‌ مبادی‌ رسیدن‌ به‌ افکار عالی‌ فلسفی‌ بوده‌ است‌ و این‌ جریان‌ عظیم‌ و جوشان‌ و تمام‌ نشدنی‌ در دوران‌ ریاضت‌ به‌ روح‌ مقدس‌ وی‌ افاضه‌ و نازل‌ شده‌ است‌ و امروز خوشبختانه‌ کتابها و افکار فلسفی‌ ملاصدرا فضای‌ فلسفی‌ کشور را فراگرفته‌ است‌.

صدرالمتالهین‌ آراء بی‌نظیر فلسفی‌ و دریای‌ مواج‌ افکار و اندیشه‌های‌ خود را از استاد فرانگرفته‌ است‌ بلکه‌ این‌ معلومات‌ بی‌پایان‌ از ریاضت‌ خلوت‌ و عبادت‌ و دل‌ دادن‌ به‌ خدا و کسب‌ فیض‌ از عالم‌ غیب‌ سرچشمه‌ می‌گیرد

 هر چه‌ زمان‌ گذشته‌ است‌ گستره‌ نظرات‌ صدرالمتالهین‌ وسیعتر شده‌ و جدی‌تر گرفته‌ شده‌ است‌ به‌ طوری‌ که‌ کمتر از صد سال‌ از وفات‌ ملاصدرا در اصفهان‌ یک‌ حوزه‌ عظیم‌ عقلی‌ به‌ وجود آمد که‌ معاریف‌ فلسفه‌ در آن‌ به‌ تلمذ فلسفه‌ ملاصدرا پرداختند و مکتب‌ وی‌ به‌ این‌ ترتیب‌ احیاء شد . 15 / 11 / 1374

 


‏ مشروح مطالب ارائه شده را مي توانيد در ادامه مطلب ببينيد

ادامه نوشته

الهه بي نظير من

 

 

امروز درست يازده روز از ماه پر از نعمت رمضان گذشته است و من سرشار و لبريز از لطف و غرق در نعمات فراوان اويم .

فروردين امسال ، در پرونده ماه رمضان سال گذشته  اجازه حضور در حرم علوي و حسيني را به ما بخشيدند

جايتان خالي ، در آستانه حرم حضرت مولاي مظلومان ، با خود مي انديشيدم كه عجب الهه اي است  الهه ما و با خود گفتم :

فدای الهه ای که ارتباط با او هیچ آداب و ترتیبی نمی خواهد

هر وقت كه بخواهي حاضر است و هر كجا و به هر شكلي و هيچ آداب و ترتيبي نمي خواهد

البته منظورم اين نيست كه ارتباط با حضرتش آداب و ترتيب ندارد ، كه دارد ،‌ ولي منظورم اين است كه هر وقت دل هوايش را بكند پيش ماست خيلي پيش تر از پيش ما .

پس باز مي گويم  :  

فدای الهه ای که ارتباط با او هیچ آداب و ترتیبی نمی خواهد.

التماس دعا

يا حق


در حاشيه :

ما يك دوستي در دوران دانشجويي به نام مهرداد اهل كردستان داشته ايم كه گم نموده ايم يابنده تلفن ايشان را به ما تحويل دهد با ايشان كار داريم