
با مطالعه شماره هفتم فصلنامه سمات با مدير مسئولي جناب آقاي مهدي نصيري و مواضع ايشان در نشريات ديگر ، دريافتم كه ايشان ( نشريه سمات ) دو وظيفه اصلي براي خويش قائل است :
اول توهين به صدر المتالهين و منحرف دانستن حضرتشان و خلاف اسلام دانستن حكمت متعاليه .
دوم توهين به ابن عربي و ساير عرفا و منحرف دانستن عرفان اسلامي.
البته به بركت انقلاب اسلامي و روح عرفاني حضرت امام خميني رحمه الله عليه فلسفه و عرفان اسلامي به سان دو خورشيد درخشان در ميان ملت ما مي درخشند و اين قبيل سخنان نادرست گردي بر تارك اين دو خورشيد نمي نشاند .
به عنوان يك خواننده كه صرفا به اين دو موضوع علاقمند هستم مطالب طرح شده توسط ايشان در محافل مختلف و اين نشريه را چندان مهم ندانستم و ارزش علمي چنداني در آنها نديدم ولي با توجه به سابقه ايشان در ولايت مداري ، صرفا مجموعه اي از نظرات مقام معظم رهبري را در ادامه آورده ام .
نكته مهم و قابل توجه اينكه حضرت آقا مكررا و در سالهاي متمادي از كارهايي نهي كرده اند كه جناب نصيري به آنها مشغول و نشريه سمات دائما بر آنها اصرار مي ورزد ، بنابراين ذكر اين موضوع كه مطالب طرح شده نظريه كارشناسي است نادرست است و البته شيوه پرداختن به موضوع و استفاده از ابزارهاي نا صحيح و غربي روزنامه نگاري در مقابله با عرفان و فلسفه نيز نادرست تر و ناپسنديده تر است و لازم است با طرح مطالب علمي نسبت به جبران مطالب نادرست طرح شده اقدام نمايند .
اميد است برادر عزيزمان جناب آقاي مهدي نصيري ضمن حركت در مسير صحيح ولايت ، از طرح مباحث نادرست و تکفیر و رمی ديگران خودداري نمايند.
نظرات حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در رابطه با فلسفه اسلامي :
فلسفهى اسلامى - همانطور كه شما فرموديد و درست هم گفتيد - فقه اكبر است؛ پايهى دين است؛ مبناى همهى معارف دينى در ذهن و عمل خارجى انسان است؛ لذا اين بايد گسترش و استحكام پيدا كند و برويَد و اين به كار و تلاش احتياج دارد
يكى از كارهايى كه بايد صورت گيرد، معرفى فلاسفهى شيعه در دورههاى مختلف است .
از وحدت وجود، از «بسيط الحقيقة كلّ الاشياء»، از مبانى ملاّ صدرا، - اگر نگوييم از همهى اينها، از بسيارى از اينها - مىشود يك دستگاه فلسفىِ اجتماعى، سياسى و اقتصادى درست كرد؛ فضلاً از آن فلسفههاى مضاف كه آقايان فرمودند: فلسفهى اخلاق، فلسفهى اقتصاد و.... اين، يكى از كارهاى اساسى است. اين كار را هم هيچكس غير از شما نمىتواند بكند؛ شما بايد اين كار را انجام دهيد.
فلسفهى اسلامى، پايه و دستگاهى بوده كه انسان را به دين، خدا و معرفت دينى نزديك مىكرده است. فلسفه براى نزديك شدن به خدا و پيدا كردن يك معرفتِ درست از حقايق عالم وجود است؛ لذا بهترين فلاسفهى ما - مثل ابنسينا و ملاّ صدرا - عارف هم بودهاند. اصلاً آميزش عرفان با فلسفه در فلسفهى جديد - يعنى فلسفهى ملاّ صدرا - بهخاطر اين است كه فلسفه وسيله و نردبانى است كه انسان را به معرفت الهى و خدا مىرساند؛ پالايش مىكند و در انسان اخلاق بهوجود مىآورد. ما نبايد بگذاريم فلسفه به يك سلسله ذهنيّات مجرّد از معنويت و خدا و عرفان تبديل شود. راهش هم تقويت فلسفهى ملاّ صدراست؛ يعنى راهى كه ملاّ صدرا آمده، راه درستى است. آن فلسفه است كه انسان را وادار مىكند هفت سفر پياده به حج برود و به همهى زخارف دنيوى بىاعتنايى كند. البته نمىخواهيم بگوييم هركس در اين دستگاه فلسفى قرار نداشته باشد، اهل دنياست؛ نه، اما اين راه خوبى است. راه فلسفه بايد راه تديّن و افزايش ارتباط و اتّصال انسان به خدا باشد؛ اين را بايد در آموزش فلسفه، در تدوين كتاب فلسفى، در درس فلسفى و در انجمن فلسفه - همين كه به آن اشاره شد - رعايت كرد. اهل فلسفهاى كه ما قبلاً ديده بوديم، همه همينطور بودند؛ كسانى بودند كه از لحاظ معنوى و الهى و ارتباطات قلبى و روحى با خداوند، از بقيهى افرادى كه در زمينههاى علمىِ حوزه كار مىكردند، بهتر و زبدهتر و شفّافتر بودند.
يكى از رشتههاى تأليف و كار فلسفى، نوشتن فلسفه براى كودكان است. شود.
به نظر من بين فلسفه و كلام هم نبايد دعوا قائل شد. مهمترين كتاب كلامى ما را يك فيلسوف - يعنى خواجهنصير - نوشته؛ اما در واقع فلسفه است. ما بايد اينها را به همديگر نزديك كنيم؛ هيچ مانعى ندارد. فلسفه و كلام و عرفان وجوه تفارقى دارند، وجوه اشتراكى هم دارند؛ ما بايد اينها را به عنوان علوم عقلى - همين تعبيرى كه آقايان داشتند و كاملاً تعبير خوبى است - يا به يك معنا حكمت، كه شامل همهى اينها بشود، مورد توجّه قرار دهيم و دنبال كنيم.29 / 10 / 82
فلسفه جزو لوازم حتمی حوزههای علمیه است. 28/6 / 78
فلسفه هم اگرچه در حوزهها رایج است اما درحقیقت باید گفت که مهجور است فلسفه باید در حوزهها رواج پیدا کند ، . 31 / 6 / 1370
|
در فلسفه ، ملاصدرا بزرگترین فیلسوف همه تاریخ فلسفه اسلامی متعلّق به زمان صفویه است.22 / 2 / 1377 |
نظر فلسفیای داده میشود همینجور نظر معارفی و کلامیای داده میشود همینجور مسئلهی تکفیر و رمی و این حرفها را بایستی از حوزه ورانداخت آن هم در داخل حوزه نسبت به علمای برجسته و بزرگ ،یک گوشهای از حرفشان با نظر بندهی حقیر مخالف است بنده دهن باز کنم رمی کنم ، نمیشود اینجوری ، این را باید از خودِ داخل طلبهها شروع کنید این یک چیزی است که جز از طریق خودِ طلبهها و تشکیل کرسیهای مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفکری و آزاداندیشی که عرض کردیم ممکن نیست ، این را عرف کنید در حوزهی علمیه در مجلات در نوشتهها گفته شود یک حرف فقهی یک نفر میزند یک نفر رسالهای بنویسد در ردّ او کسی او را قبول ندارد رسالهای در ردّ او بنویسید بنویسند اشکال ندارد با هم بحث علمی بکنند بحث علمی به نظر من خوب است . 8 / 9 / 86
امروز فرهنگ اصیل و فلسفهی اسلامی و دانشهای فرهنگی اسلامی در سطح دنیا بمرور در حال پیشرفت است چشمهایی را خیره کرده امروز فلسفهی صدرایی ما چشمهایی را در دنیا به خودش خیره کرده آنها اظهار اعجاب میکنند تحسین میکنندمیبینند که جمهوری اسلامی از زیر این آوارها سربلند کرده و آنچه که توقع داشتند تا در زیر این آوارها خفهاش کنند حالا با سینهی سپر با یک ملت زنده و با این همه جوان ایستاده و تهدیدها را به چیزی نمیگیرد .15 / 8 / 83
فلسفه ملاصدرا فلسفهای عقلی ذوقی و شرعی است و در حقیقت ملاصدرا فلسفه عقلی و ذوقی را برمبنای شرع مقدس پیریزی کرده است برای او تعبد محض مبادی رسیدن به افکار عالی فلسفی بوده است و این جریان عظیم و جوشان و تمام نشدنی در دوران ریاضت به روح مقدس وی افاضه و نازل شده است و امروز خوشبختانه کتابها و افکار فلسفی ملاصدرا فضای فلسفی کشور را فراگرفته است.
صدرالمتالهین آراء بینظیر فلسفی و دریای مواج افکار و اندیشههای خود را از استاد فرانگرفته است بلکه این معلومات بیپایان از ریاضت خلوت و عبادت و دل دادن به خدا و کسب فیض از عالم غیب سرچشمه میگیرد
هر چه زمان گذشته است گستره نظرات صدرالمتالهین وسیعتر شده و جدیتر گرفته شده است به طوری که کمتر از صد سال از وفات ملاصدرا در اصفهان یک حوزه عظیم عقلی به وجود آمد که معاریف فلسفه در آن به تلمذ فلسفه ملاصدرا پرداختند و مکتب وی به این ترتیب احیاء شد . 15 / 11 / 1374
مشروح مطالب ارائه شده را مي توانيد در ادامه مطلب ببينيد