باز هم برای مدافع هاشمی و آل حضرت مسیح مهاجری

سالهاست که پس از دوران طلایی روزنامه جمهوری در زمان بنی صدر خائن روزنامه جمهوری نمی خواندم اما به دلیل مواضع جالب جنابعالی و احساس خطری که جنابعالی مشترکا با آقای میرحسین پیدا نموده اید علاقمند به خواندن شدم.
در روز یک شنبه ۱۷ خرداد سرمقاله خود را چون روزهای قبل نذر تخریب رییس جمهور محبوب ملت نموده اید.و کلماتی به کار برده اید که نه در حد و اندازه شماست و نه در حد واندازه کسانی که از آنها حمایت کرده اید و نه اجازه داشته اید اینگونه به رییس جمهور ملت توهین نمایید.
دقت کنید:
امروزه با تبلیغات مسمومی که علیه روحانیت ، یاران انقلابی امام و مدیران ارشد نظام جمهوری اسلامی در حال انجام است صدای پای خطر تکرار فجایع مشروطیت به گوش می رسد.
این سخن شماست
آقا مسیح خدا وکیلی این نظام و مردم چقدر به یاران قدیمی انقلاب بدهکاری داریم نقد پرداخت کنیم.
چه میزان پاداش علاوه بر آنهمه پاداشی که مدیران ارشد نوش جان نموده اند پرداخت نماییم تا دست از سر نظام و ملت بردارند.
کجای سخنان آقای احمدی نژاد مخالفت با روحانیت بوده است .
یعنی جنابعال و آقای هاشمی و آقای کروبی تجلی روحانیت هستید.
در ضمن چه کسی گفته است که هرکس لباس مقدس روحانیت را پوشید دیگر در خط رسول خدا و امام و نظام است پس این همه خلع لباسی که دادگاه ویژه روحانیت انجام می دهد مربوط به کیست؟
چه کسی گفته کسی حق ندارد بپرسد که خاندان هاشمی رفسنجانی در این کشور چه می کنند؟
فائزه هاشمی که چهار سال گذشته در کانادا بوده با چه ماموریتی وارد ایران شده است ؟
گویی از سخنان امام عزیز همانانی را که در تعریف شماست به خاطر سپرده اید و فراموش کرده اید جمله پایانی وصیت نامه ایشان را که فرمودند :
میزان در هر کس حال فعلی او است.
چه کسی گفته شما با سابقه و لباس و کارهای قبلی معصوم می شوید؟
مگر آقای منتظری پاره تن امام نبود ؟ پس چرا خود حضرتشان این پاره تن را از خویش جدا و طرد نمودند ؟
پاسخ این است : به خاطر اسلام و نظام.
و نظام آمادگی طرد هر کسی در هر مسئولیت و لباسی را دارد.
انشاء الله
وبلاگ عارفانه